Sam Ghandchiسام قندچيخطر جنگ جمهوری اسلامی و اسرائیل ..و اینکه اپوزیسیون چه کار میتواند بکند

سام قندچی

http://www.ghandchi.com/465-IRI-IsraelWar.htm

 

Danger of IRI-Israel War..and What Iranian Opposition Needs to Do
http://www.ghandchi.com/465-IRI-IsraelWarEng.htm


جمهوری اسلامی ایران از ابتدای بوجود آمدنش به تهدید اسرائیل پرداخته است و این تحریکات با اعلام روز قدس در تهران پس از برقراری جمهوری اسلامی توسط شخص آیت الله خمینی بعنوان ظاهراً دفاع از ملت فلسطین، آغاز شد، هرچند در حقیقت هدف وی چیزی نبود جز صادر کردن اسلام گرائی شیعه به اقصی نقاط خاورمیانه. طی سالهای اخیر جمهوری اسلامی با لفاظی درباره موشکهای دوربُرد که قادر به به هدف گرفتن شهرهای اسرائیل هستند، همانگونه لافزنی هائی را نشان داده است که صدام حسین علیه اسرائیل راه انداخت تا بالاخره به حملات پیش گیرنده اسرائیل به تأسیسات اتمی عراق، منجر شد.

محمود احمدی نژاد رئیس جمهوری جدید ایران همه رجزخوانی های کابنیه های قبلی جمهوری اسلامی را به اوج تازه ای رسانده است وقتی که از یکسو به کرّات خواستار نابودی اسرائیل شده است و از سوی دیگر فاجعه هولوکاست را یک افسانه خوانده است. بطور خلاصه، انکار کشتار یهودیان در جنگ دوم جهانی به همه کوشش های اروپائیان که مدتها سعی در نادیده گرفتن لفاظی های ضد اسرائیلی جمهوری اسلامی ایران داشتند، پایان داد و حتی آنها را بیش از آمریکا در حمایتشان از اسرائیل، مصمم کرد.

لفاظی های احمدی نژاد درباره هولوکاست و موشکهای شهاب که به ادعای جمهوری اسلامی به اسرائیل میرسند، و نیز فراهم کردن تدارکات نظامی و آموزش برای حزب الله لبنان در جنگ اخیر حزب الله با اسرائیل، دو کشور ایران و اسرائیل را بیش از هرزمان دیگر در 28 سال گذشته که شعار دهی و تبلیغ تنفر ضد اسرائیل توسط دولت ایران ادامه داشته است، به جنگ نزدیک کرده است.

افق درگیری نظامی جمهوری اسلامی و اسرائیل که قریب الوقوع است زمانی است که ایران با تحریم های اقتصادی سازمان ملل روبرو است، تحریم هائی که کاملاً از سوی اتحادیه اروپا حمایت میشوند. اگر در زمان جنگ ایران و عراق، ایران تنها با تحریم های آمریکا روبرو بود، در این ستیزه جوئی تازه جمهوری اسلامی، نه تنها ایران با تحریم های آمریکا و اروپا مواجه است، بلکه با تحریم کل سازمان ملل روبرو است.

در واقع تا آنجا که به کنفرانس هولوکاست در تهران مربوط است، اپوزیسیون ایران بایستی از آقای احمدی نژاد بخاطر دعوت فاشیستهای نازی و کوکلاکس کلان ها و اعلام اتحاد و همبستگی و اهداف مشترک با آن نیروها در همایش مزبور، تشکر کند. منظور این است که چقدر اپوزیسیون بایستی زحمت میکشید تا به جهانیان نشان دهد که جمهوری اسلامی یک رژیم واقعاً فاشیستی است. منظور اینکه آقای احمدی نژاد بهترین فعالیت روابط عمومی را برای مخالفین جمهوری اسلامی انجام دادند.

بنابراین هرچند تشکر خود را از آقای احمدی نژاد برای کمک به ما در اپوزیسیون برای نشان دادن چهره واقعی جمهوری اسلامی یعنی همان تشابه رژیم با فاشیستهای نازی، بایستی ابراز کنم، اما قرار دادن ایران در خطر جنگ فقط درباره جمهوری اسلامی نیست، و مسأله حیات همه ایرانیان و موجودیت ایران بعنوان یک کشور در جهان است.

اینجا است که تهدیدات تشنج زای محمود احمدی نژاد در مورد مسأله اتمی دولت ایران به همراه حملات علیه اسرائیل و یهودیان، زمانیکه جاه طلبی های وی در عراق و لبنان در حال زبانه کشیدن هستند، ایران را بیش از پیش منزوی کرده و امروز ایران مطمئناً در معرض خطر جنگی میان جمهوری اسلامی ایران و اسرائیل قرار دارد.

اگر حمله کامل اسرائیل به عراق بوسیله قدرت های بزرگ اجتناب شد به این خاطر بود که آنها از انزوای کشورهای عربی از غرب وحشت داشتند و آمریکا کشوری بود که بالاخره رهبری حمله به عراق را به عهده گرفت، اما در مورد ایران، هرگونه درگیری مستقیم اسرائیل در جنگ با ایران از طرف کشورهای عربی با استقبال روبرو میشود.

حتی اپوزیسیون کشورهای عربی و نیروهای رادیکال اسلامگرای آن کشورها، اگر هرکدام از آنها در چنان کشمکشی با ایران سمت گیری کنند، بمثابه غیر وطن پرست در کشورهای عربی تلقی خواهند شد همانگونه که برای شیعیان در عراق در زمان جنگ ایران و عراق رخ داد و اینگونه نیروها در کشورهای عربی حتی اگر با جمهوری اسلامی سمت گیری کنند، براحتی سرکوب خواهند شد و هرگونه امید احمدی نژاد به چنین نیروهائی خیال واهی دیگری است نظیر امید آیـت الله خمینی که فکر میکرد کربلا را از طریق شیعیان عراق که با او در جنگ با صدام سمت بگیرند، فتح خواهد کرد، و به اینگونه میلیونها ایرانی و عراقی را به کشتن داد.

به اینگونه اسرائیل در عین حال میتواند جنگ دائمی در مرزهای خود را به نقطه ای به دوری ایران منتقل کند و یک فضای تنفس برای خود ایجاد کند. هم اکنون اسرائیل به توافق با گروه های سنّی در فلسطین و با کشورهای همسایه نظیر اردن و شاید حتی سوریه، نزدیک است. حمله اسرائیل به حزب الله در لبنان نشان داد که هیچیک از گروه های سّنی از حزب الله دفاع نکردند، و اینبار نیز گروه های رادیکال شیعه در لبنان که بعنوان عوامل جمهوری اسلامی نگریسته میشوند، از پشتیبانی در میان اعراب سنّی برخوردار نیستند.

از همین حالا بسیار روشن است که آقای احمدی نژاد در صورت بروز جنگ بین جمهوری اسلامی و اسرائیل در میان کشورهای عرب متحدی نخواهد داشت. و ما همه به خوبی درباره روابط ترکیه و دیگر همسایگان ایران با غرب بطور کلی و با اسرائیل بطور مشخص مطلعیم. حضور نیروهای ائتلاف غرب در همه کشورهای همسایه ایران اختلاف عمده دیگر وضعیت در منطقه در مقایسه با زمان جنگ ایران و عراق است. این امر نشان میدهد که آقای احمدی نژاد ایران و ایرانی را با درگیر کردن در جنگ با اسرائیل بسوی چه موقعیت فاجعه باری هدایت میکند.

این وضعیتی است که نیاز به اقدامات ویژه از سوی اپوزیسیون ایران را طلب میکند. اپوزیسیون ایران بایستی یک ابتکار روشن برای آغاز مراوده کامل با مردم اسرائیل را شروع کند و به مردم اسرائیل نشان دهد که ایرانیان دوست مردم اسرائیل هستند و نیز دوست یهودیان هستند [در واقع یهودیان ایران یکی از ستونهای تمدن ایران هستند http://www.cultureofiran.com/iranian_jews.php ] و اینکه ما خواهان هیچ جنگی بین ایران و اسرائیل نیستیم. سالهاست که اپوزیسیون ایران سخت کوشیده است که پیام مشابهی را به مردم آمریکا برساند که ما ملتی نیستیم که هیچ جنگی با آمریکا را بخواهیم و اپوزیسیون در انتقال این پیام به مردم آمریکا موفق بوده است.

در 28 سال گذشته، بسیاری از ایرانیان که در آمریکا زندگی میکنند ابتکار مردمی برای فرستادن پیام صلح مردم-به-مردم از ایرانیان به آمریکائیان را در آمریکا، بعهده گرفتند. اما مردم ایران در ارتباط با فرستادن پیام صلح ما به مردم اسرائیل تقریباً هیچ کاری نکرده اند و ما بایستی این کار را پیش از آنکه دیر شود شروع کنیم، چرا که جمهوری اسلامی ما را بسوی فاجعه جنگ با اسرائیل در آینده خیلی نزدیک میکشاند، و ما فرصت زیادی برای آغاز ابتکار صلح در داخل اسرائیل نداریم.

اسلامگرایان و چپی ها [http://www.ghandchi.com/196-ZionismOrIran.htm] همواره کشمکش اسرائیل-فلسطین را از طریق سمت گیری با فلسطینیان، مسأله ایرانیان کرده اند، در صورتیکه این مسأله ایرانیان *نیست*. اپوزیسیون ایران بایستی این نکته را هرچه روشن تر اعلام کند که ما نمیخواهیم در هر جنگی با اسرائیل چه مستقیم و چه از طریق عواملی نظیر حزب الله لبنان، در گیر شویم، جنگهائی که هیچ نتیجه ای برای ما بجز نابودی ایران و ایرانی نخواهد داشت.

آیا کسی میتواند حتی یک دولت در خاورمیانه را که مدرن تر و دموکراتیک تر از اسرائیل برای شهروندان *خود* باشد، نام ببرد؟ درباره نحوه رفتار با فلسطینیان بعنوان شهروندان درجه دوم در اسرائیل مطلعم. آنرا میدانم و محکوم میکنم. ولیکن با سیاه پوستان نیز رفتار بعنوان شهروند درجه دوم نه تنها در قانون کشور تا سال 1864 بلکه حتی تا زمان جنبش مدنی در آمریکا در قرن بیستم، ادامه داشت، اما آمریکا در همان سالها برای بقیه جمعیـت خود دموکراسی بود، با وجود واقعیت زشت آپارتید در همه آن دوران در تاریخ آمریکا. همین بحث درباره قبول واقعیت دموکراسی در اسرائیل صادق است که قبول وجود دموکراسی در آنکشور برای شهروندان خود بمعنی انکار واقعیت موقعیت شهروند درجه دوم برای فلسطینان که محکوم میکنم، نیست، و از تلاشهای صلح جویانه برای اصلاح موقعیت تأسف بار فلسطینیان دفاع میکنم.

اجازه دهید بیاد آوریم که در مقایسه با اسرائیل، جمهوری اسلامی و کشورهای عربی نه تنها با شهروندان باصطلاح "درجه دوم" خود، نظیر زنان و اقلیت های مذهبی و قومی، در پائین استانداردهای دموکراسی و حقوق بشر رفتار میکنند، بلکه با همه شهروندانشان عاری از حقوق دموکراتیک رفتار میکنند، و این دولت ها آنقدر عقب مانده اند که به کشتن مرتدین دینی، گردن زدن و تنبیهات وحشیانه دیگر در عربستان سعودی و مجاز بودن سنگسار و جنایات دیگر علیه شهروندان خود در ایران عمل میکنند و حتی در خود قانون اساسی خود جمهوری اسلامی این وحشیگری ها تجویز شده اند. بنابراین دولت هائی نظیر جمهوری اسلامی آخرین کسانی هستند که بتوانند از نقض حقوق بشر در اسرائیل سخن بگویند وقتیکه آنها با شهروندان باصطلاح "درجه اول" خود هم با چنین نقض های فاحش حقوق بشری رفتار میکنند.

 

و اکثریت این کشورهای خاورمیانه با داشتن نفت بسیار ثروتمندتر از اسرائیل هستند و میتوانستند خیلی از این ثروت برای مدرنیزه کردن و دموکراتیزه کردن خود بهره ببرند اگر که از رهبری درستی برخوردار بودند.  اسرائیل یکی از موفقترین کشورهای خاورمیانه است که توانسته است از همه کشورهای خاورمیانه مدرنتر و دموکراتیک تر بشود حتی بدون داشتن درآمد نفت.

 

ارجحیت دستگاه دولتی اسرائیل در داشتن پارلمان مستقل و کنترل و توازن قدرت، وچود انتخابات واقعی و نه انتخابات های تقلبی، و سیستم رفاه اجتماعی و مکانیزم های دیگر حقوق بشر در آنکشور، غیر قابل انکار است، و سطح بالای تکنولوژی و مؤسسات درمانی اسرائیل حتی برای مردم عادی ایران هم شناخته شده است که آرزو دارند عزیزانشان را برای درمان به بیمارستان های اسرائیل ببرند، و اگر کسی بگوید که اینهمه بخاطر وابستگی اسرائیل به آمریکاست، پاسخ میدهم که عربستان سعودی نیز به آمریکا وابسته بوده است اما سمبل عقب ماندگی است و نه پیشرفت.

 

معهذا حملات اسرائیل علیه فلسطینیان را محکوم میکنم و اگر برخی مقامات اسرائیل هنوز تصور کنند که مشروعیت مالکیت بر قطعه ای از زمین در خاورمیانه بر مبنای هرآنچه در هزاراران سال پیش ممکن است که وضع این مناطق بوده است قابل توجیه است، کاملاً در اشتباهند.  به همین شکل هم فلسطینیان و اعرابی که تصور کنند از موقعیت های ویژه ای بر مبنای برخی وقایعی تاریخی برخوردارند وقت خود را تلف میکنند بجای آنکه سعی کنند مسائل امروز اسرائیلیان و فلسطینیان را  حل کنند، که آنچیزی است که همه روند صلح خاورمیانه موضوعش است و هیچ راه دیگری هم برای حل مسأله نیست.

 

آنهائی که میخواهند مسائل را با برگشتن به تاریخ در فلسطین و اسرائیل حل کنند نظیر آن است که کسی بگوید جمعیت سفید پوست هیچ حقی در سرزمین آمریکا ندارد، چرا که همه این سرزمین زمانی در تاریخ به سرخپوستان متعلق بوده است.  واقعیت این است که امروز کشوری بنام اسرائیل وجود دارد به هر علتی در تاریخ، همانگونه که به علل دلائل گوناگون تاریخی آن کشورهای عربی متفاوت وجود دارند بجای آنکه فقط یک کشور عربی وجود داشته باشد. بهتر است که فرد واقعیت را ببیند و برای حل مسائل امروز بر مبنای واقعیت امروز نقشه بریزد تا که انسانهای بیشتری را به کشتن دهد بخاطر آنکه بخواهد نسخه معینی از تاریخ خیالی را برای حل مسائل امروز بکار ببرد.

 

بنابراین اساساً برایم اینکه طرف معینی را در تضاد فلسطین و اسرائیل بگیرم مطرح نیست و روشن بگویم که مشاجره درباره این بحث های تاریخی اتلاف وقت است و بایستی به واقعیت عملی خاورمیانه توجه را متمرکز کرد نه آنکه در تاریخ غرق شد.  مضافاً آنکه همه اینها مسائل مردم اسرائیل و فلسطینیان هستند و نه مسائل مردم ایران که در اینباره ها به این یا آن شکل تصمیم بگیرند.  ما به اندازه کافی خودمان مسئله داریم که به آنها بپردازیم.

 

ایرانیان روابط خوب با اسرائیل را میخواهند و این به نفع ماست که درباره پیشرفت های تکنیکی و اچتماعی اسرائیل بیاموزیم و نگاه به اسرائیل از زاویه تضاد اسرائیل-فلسطین برخورد غلطی در میان اپوزیسیون ایران به اسرائیل برای نیم قرن بوده است. حتی در جنگ ایران و عراق، جریانات سیاسی فلسطینی جانب عراق را گرفتند و نه ایران.  ایرانیان نیازی به جنگ با اسرائیل ندارند و اگر رهبران جمهوری اسلامی جنگی با اسرائیل راه بیاندازند آنها هستند که فاجعه دیگری برای ایران و ایرانیان به ارمغان میاورند.

 

هر جنگ جمهوری اسلامی با اسرائیل میتواند به ایرانیان لطمات جبران ناپذیری بزند، بسیار بیش از جنگ ایران و عراق و آن ایرانیانی که به شکل گیری چنین جنگی با حمله کردن به اسرائیل کمک کنند، تحت هر بهانه ای که باشد، از حمایت از فلسطینیان گرفته تا هر آرمانی دیگر، بایستی که به نابودی ناشی از چنین جنگی برای ایران و ایرانی پاسخگو باشند.  آنها بهتر است که با واقعیات جدید خاورمیانه [http://www.ghandchi.com/182-middleeast.htm]  آشنا شوند تا که ایران و ایرانی را در معرض خطری تازه  قرار دهند.

 

اپوزیسیون ایران لازم است که ابتکار گفتگوی صلح با اسرائیل را در دست بگیرد و نبایستی به رهبران جمهوری اسلامی اجازه داد که با ارعاب مانع برقراری روابط خوب  مردم ایران با مردم اسرائیل شوند.

 

به امید جمهوری آینده نگر، فدرال، دموکراتیک، و سکولار در ایران

 

سام قندچی، ناشر و سردبیر ایرانسکوپ
http://iranscope.blogspot.com  
http://www.iranscope.com  
http://www.ghandchi.com

هفتم بهمن ماه 1385

January 27, 2007

 

 
متون برگزیده
http://featured.ghandchi.com  


 

SEARCH